سلام استاد
با غزلها و عاشقانه هايتان زندگي ميکنيم
سلامت و پايدار باشيد.
کوتام منتظر نگاه شما ميماند.
مادر : کاش کمي سرکه داشتيم
تا ترشي هايمان را به کام آيندگان مي چشانديم
پدر اما
دست از شيريني هاي ديروز بر نمي دارد...
درود بر شما جناب بهمني.
روحم همه نيمايي...
خيلي زيبا بود استاد
واقعا لذت بردم
استاد خوبم
كاش نگيم و ادعايي نكنيم ولي اگر گفتيم اونقدر شهامت ايستادن به پاي حرفمونو داشته باشيم كه چند روز يا سال بعد احساس وازدگي نكنيم
اين روزها عاشقي هم مثل خريد لباس شده
ميخرند و ميفروشند و به گوشه اي پرتاب ميكنند يا شايد قسمت نمكي محل شود
روزگار غريبيست ...............
براي همينه كه هميشه اين گفته شما ورد زبونمه كه : گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود ............
با سلا م محضر استاد بهمني
مدت ها بود كه فقط شعر را مي خواندم البته شعر شعراي بزرگي مثل حضرتعالي وبيش از هرچيز دغدغه اي بود كه در غزل داشتم وامروز براي انتفاد سبكي را با عنوان غزل دارماتيك دنبال كرد ه ام كه هر نقدي بر آن را مي ژذيرم و در ارتقاء آن خسته نخواهم شد كلام شما مي تواند اين قالب را بيشتر كمك كند منتظر شما در پايگاه غزل دراماتيك هستم
آقايي http://www.leilem.blogfa.com/
با سلامي دوباره
با يه مثنوي به روزم
دوست دارم نقدش كنيد
من از بچه هاي عاشق شما در سميرم هستم
افتخار داشتم دوبار هم نشين شما باشم
شما مشوق بي نظيري براي ادامه يافتن تراوش هاي ذهن من بوديد
و هستيد
خوشحال ميشوم سري به دست نوشته هايم بزنيد
با كمال ادب و احترام